تبلیغات
آلفا گیمینگ - داستان کامل بازی Call Of Duty MW3
 
آلفا گیمینگ
مرجع گیمینگ ایرانیان
                                                        
درباره آلفا گیمینگ

آلفا گیمینگ
wallpaper
اخبار بازی
اموزش
کانفیگ گیم سرور
مدیر آلفا گیمینگ : ادمین
نویسنده آلفا گیمینگ
نظرسنجی آلفا گیمینگ
پیش تاز نسل هشتم | Xone یا Ps4





آمار آلفا گیمینگ
  • کل گیمران آلفا گیمینگ :
  • گیمر های امروز :
  • گیمر های دیروز :
  • گیمر های این ماه :
  • گیمر های ماه قبل :
  • نویسنده : علی علی نیا
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین گیمر :
  • آخرین بروز رسانی :
کانال تلگرام آلفا گیمینگ






پشتیبانی آنلاین










یکشنبه 17 مرداد 1395 :: نویسنده : ادمین






call of duty mw3


داستان بازی
کالاف دیوتی / کال اف دیوتی



ساعاتی پس از کشته شدن سپهبد شپرد به دست جان "سوپ" مکتویش میگذرد. پرایس و نیکولای، سوپ را که مجروح شده بود به مکان امنی که توسط Loyalist های روسی مورد استفاده قرار می گیرد، در هیماچال پرادش، شمال هند، می برند ولی زود می فهمند که ولادمیر ماکاروف، نیرو های خود را برای کشتن آن ها فرستاده است. یوری، یک Loyalist که برای نیکولای کار می کند و از دیگر سربازانش به او وفادار تر است، سوپ، پرایس و نیکولای را همراهی میکند تا از سد نیروهای ماکاروف بگذرند. در همین زمان، جنگ بین روسیه و آمریکا با زحمات یکی از تیم های نیروی دلتا، با لقب متال (به انگلیسی: Metal، به معنی فلز) به نفع آمریکا انجام می گیرد و آمریکا، نیویورک را حفظ می کنند. دو ماه بعد، ماکاروف به یک هواپیما که در راه هامبورگ بود و رئیس جمهور روسیه، بوریس ورشوسکی (به انگلیسی: Boris Vorshevsky) در آن بود، حمله می کند تا جلوی او را که قصد داشت با آمریکا صلح کند، بگیرد. در اواسط سقوط هواپیما، اعضای فدرال محافظ، که سعی در حفاظت از ورشوسکی داشتند، توسط ماکاروف و افراد او وقتی که آن ها سعی در رفتن از محل سانحه با استفاده از بالگرد داشتند، کشته می شوند. ماکاروف نقشه های خود را درباره ی آینده ی روسیه با ورشوسکی درمیان میگذارد. قصدش این است که روسیه همه ی اروپا را با استفاده از سلاح های هسته ای روسیه تصرف کند. ورشوسکی قصد گفتن رمز پرتاب بمب های هسته ای را ندارد و ماکاروف چاره ای جز استفاده از نقطه ضعف ورشوسکی، دخترش آلنا ورشوسکی را ندارد و به افراد خود دستور داده تا او را پیدا کنند و گروگان بگیرند. ماکاروف بمب های شیمیایی در اختیار دارد که از سیرا لئون به اروپا و شهر های بزرگ آن میفرستد و فعالشان می کند، درحالی که تلاش های تیم اس.آ.اس در لندن در راستای جلوگیری از این اتفاق بی نتیجه می ماند. این حملات شیمیایی، سبب کشته شدن شمار فراوانی از مردم ساکن اروپا و پایگاه های نظامی و نیروهای ویژه کشور های اروپایی شده و به روسیه این فرصت را می دهد تا این کشور ها را تصرف کند که آمریکا نیز نیرو های خود را علیه روسیه میفرستد. تیم پرایس، دستوری از سرلشگر مکمیلان گرفته تا به سومالی بروند و شخصی به نام وارابی (به معنی کفتار) را بگیرند و از ماکاروف اطلاعات به دست آورند. آن ها می فهمند که شخصی به نام Volk (به معنی قوم) رابط بین وارابی و ماکاروف است و برای ماکاروف بمب می سازد و رئیس شرکت صنایع fregeta است. تیم متال Volk را در پاریس با همکاری تیم GIGN از فرانسه و دیگر نیروهای آمریکایی دستگیر می کنند. متال برای تیم پرایس اطلاعات ماکاروف را که از Volk بدست آورده اند را شرح می دهند. ماکاروف در شهر پراگ، جمهوری چک است و تیم پرایس با همکاری کاماروف که یک Loyalist است و نیرو های پایدار چک به محل مناسب جهت کشتن ماکاروف می روند هرچند ماکاروف این را از قبل می دانست و با کارگذاشتن بمب کاماروف را کشت و سعی در کشتن پرایس، سوپ و یوری داشت که سوپ مجروح می شود ولی قبل از آن شنید که ماکاروف می گفت:(( یوری، دوست من، تو هیچ وقت نباید به اینجا می آمدی.)) و فهمید که ماکاروف یوری را می شناسد. در حالی که پرایس و یوری زحمت زیادی برای نجات دادن سوپ کشیدند، سوپ بر اثر خونریزی زیاد کشته می شود امّا قبل از مرگ به پرایس میگوید که ماکاروف یوری را می شناسد. پرایس و یوری که توسط نیرو های ماکاروف محاصره می شوند، توسط زحمات و قربانی شدن نیرو های پایدار چک فرار می کنند. پرایس با نشانه گرفتن تفنگ به سمت یوری سعی می کند بفهمد منظور ماکاروف چه بوده است. یوری اعتراف می کند که "جوان و میهن پرست" بوده و یک Ultranationalist سابق بوده است که با ماکاروف در پریپیات، اوکراین در زمستان سال ۱۹۹۶ کار میکرده است، زمانی که ستوان پرایس و سروان مکمیلان سعی در قتل عمران زاکائف داشتند ولی زاکائف دست چپش را از دست داد و با این وجود با کم یوری و ماکاروف زنده ماند گرچه یوری مدعی بود که در جریان بمب هسته ای که در یکی از کشور های عربی به دستور خالد الأسد توسط ماکاروف منفجر شد، قصد بدی نداشته است و باعث شد حس عجیبی نسبت به ماکاروف دست پیدا کند و به همین دلیل نقشه ی ماکاروف که حمله به یکی از فرودگاه های بین‌المللی در موسکو، روسیه و قتل عام مردم در آنجا بود را آشکار کند ولی ماکاروف از خیانت دوست قدیمی اش مطلع شد و یوری را مجروح کرد و بدن نیمه جان او را رها کرد ولی یوری که هنوز زنده بود خود را به تیم ماکاروف رسانده و از تفنگ یک نگهبان کشته شده استفاده می کند تا جلوی آن ها را بگیرد امّا موفق نمی‌شود و بیشتر مجروح می شود که یکی از نگهبانان فرودگاه یوری را نجات می دهد. یوری با اعترافاتش، خود را نجات می دهد. پرایس و یوری با رفتن به یک قلعه در نزدیکی شهر پراگ، در میابد که رئیس جمهور روسیه، ورشوسکی، توسط ماکاروف به گروگان گرفته شده و می فهمند که دختر او در شهر برلین است.باوجود تلاش های تیم متال، آن ها موفق به نجات آلنا ورشوسکی نمی‌شوند و نیرو های ماکاروف با آلنا فرار می کنند. تیم متال و تیم پرایس، یگان رزمی ۱۴۱، به یک معدن الماس در سیبری می روند و ورشوسکی و دخترش را نجات می دهند. در همین حین یوری مجروح شده و تیم متال، پرایس و یوری را پوشش می دهد تا آن ها بروند و خودشان قربانی می شوند. با نجات دادن رئیس جمهور روسیه، همه ی نیرو های روسی دستور میابند تا حمله را متوفق کنند و آمریکا و روسیه با یکدیگر صلح می کنند. سه ماه پس از اتمام جنگ، پرایس و یوری به یک هتل در یک کشور عربی حمله می کنند تا ماکاروف را بکشند. پس از اینکه پرایس و یوری به محلی که ماکاروف در آنجا بود میرسند، یکی از بالگرد های نیرو های ماکاروف به آن ها حمله میکند ولی پرایس نجات میابد و میفهمد که یوری مجروح شده و چاقویی در شکم او فرو رفته است. پرایس به بالگرد ماکاروف نزدیک شده و خلبان های بالگرد را می کشد. پرایس سعی دارد بالگرد را هدایت کند امّا بالگرد سقوط می کند. پرایس و ماکاروف که مجروح شده اند، سعی دارند به تفنگی که میان آن ها است برسند. پرایس تفنگ را می گیرد امّا ماکاروف جلوی او را گرفته و خودش تفنگ را در دست می گیرد. در آخرین لحظات، یوری مجروح به ماکاروف شلیک می کند امّا ماکاروف با عکس العمل خود یوری را می کشد. پرایس از این موقعیت استفاده کرده و طنابی دور گردن ماکاروف میبندد و با او از سقف آویزان می شود و ماکاروف دار زده می شود. پرایس با روشن کردن یک سیگار و تماشای جسد ماکاروف که آویزان است، پیروزی خود را جشن می گیرد.



















 نظرات شما دلگرمی ماست 








نوع مطلب : داستان بازی ها، 
برچسب ها : CoD، mw3، call of duty mw3، Call of duty، کل اف دیوتی، کالاف دیوتی، داستان بازی،
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 08:21 ق.ظ
I am actually pleased to read this webpage posts which includes tons of useful information, thanks for providing these
statistics.
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 07:55 ب.ظ
My brother recommended I would possibly like this web
site. He was once totally right. This submit actually made my day.

You cann't believe simply how so much time I had spent
for this info! Thanks!
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 01:19 ب.ظ
Thank you a bunch for sharing this with all folks you really recognize what you're talking approximately!
Bookmarked. Please also seek advice from
my site =). We will have a link exchange arrangement between us
شنبه 2 اردیبهشت 1396 08:52 ب.ظ
We're a group of volunteers and opening a new scheme in our community.

Your site offered us with valuable info to work on. You've done an impressive job and our entire community will
be thankful to you.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 09:35 ق.ظ
This post presents clear idea in support of the new people of blogging, that
truly how to do running a blog.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 05:32 ق.ظ
constantly i used to read smaller articles or reviews which as well clear their motive, and that is also happening with this post which I am reading at this time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر